1 هنر یاد بهشت است و نوحه انسان در فراق، هنر زبان غربت بنی آدم است در فرقت دارالقرار و از همین روی همه با آن اُنس دارند؛ چه در کلام جلوه کند، چه در لحن و چه در نقش ... اُنسی دیرینه به قدمت جهان، هنر زبان بی زبانی است و زبان هم زبانی

2 زندگی انسان تمثیل آن مسافریست که از خانه موقت و ناپایدار به سوی مستقر ابدی خویش بار می بندد . پس اگر این خانه ها خانه های مجازی اند و ما مسافران در کوچ، دیگر چه جای دل بستن و حسرت بردن

 

3 انسان قلب عالم هستی و حامل عرش الرّحمن است  واین سیّاره عرصه تکوین

 

4 تا زنده ایم هوشیاریم و هوشیار در خودی خود اسیر است و تا عقل باقی است خود از میانه بر نمی خیزد مگر آنکه شراب مرگ در کشیم که یکسره از عقل و از خود می رهاندمان. این سرّی است که در موه قبل ان تموتوا فاش کرده اند: بشنوید و بمیرید

5هنر آن است که بمیری پیش از آن که بمیرانندت و مبدأ و منشأ حیات آنانند که چنین مرده اند

6 شهادت پایان نیست آغاز است. تولّدی دیگر است در جهانی فراتر از آنکه عقل زمینی به ساحت قدسی آن راه یابد. تولّد ستاره ای است که پرتو نورش عرصه زمان را در می نوردد و زمین را به نور ربُّ الاَرباب اشراق می بخشد

7 شهدا شاهد بر باطن و حقیقت عالمند و همانانند که به دیگران حیات می بخشند

8 کیست که نخواهد از زندانی تنگ به کاخی بزرگ منتقل شود؟؟؟

9آدمها دو گونه اند؛ آنانکه با عقلشان می زیند و دیگرانی که زیستشان با دل است. چه بسیارندآنان و چه قلیلند اینان، چه سهل است آنگونه زیستن و چه دشوار است این گونه بودن. بهشت ارزانی عقل اندیشان باد

10 ای بندگان خدا؛ تقوا پیشه کنید و از دنیا برحذر باشید که اگر دنیا به کسی وفا کند و یا کسی در آن باقی بماند انبیا برای بقا سزاوارترند، شایسته تر برای رضایت و راضی تر به قضا

11 دنیا نه جای درنگ و فراغت بلکه محمل رنجی است که آدمی پای بر آن می نهد تا روح در کشاکش ابتلائات عظیم راهی به عالم قرب بجوید و محیای رجعت شود

12  عجب از ما وا ماندگان زمین گیر که در جستجوی شهدا به قبرستان ها می آییم،  این خود دلیلی است که از حقیقت عالم هیچ نمی دانیم . مرده آن است که نصیبی از حیات طیبه شهدا ندارد و اگر این چنین است از ما مرده تر کیست ؟؟؟

13 زمان بادی است که می وزد، هم هست هم نیست آنان را که ریشه در خاک استوار دارند از طوفان هراسی نیست ، پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند، اما حقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند ، آن روزها مانده و باد زمان ما را با خود برده است حقیقت همین است.

14 عجب از این عقل باژگونه که ما را در جستجوی شهدا به قبرستان ها می کشاند

15 شهدا از دست نمی روند بلکه بدست می آیند

16 خداوند مقرّبترین بندگان خویش را از میان عشّاق بر می گزیند که گره کور دنیا را به معجزه عشق می گشایند

17حسین علیه السلام سر سلسله ی همه شیداییان حق است

18 عالم همه در طواف عشق است و دایره داراین طواف حسین است

19 میان باطن وظاهر وادی حیرتی است که عقل در آن سرگردان است، تن در دنیاست وجان در آخرت،  این یک به سوی خاک می کشاند و آن یک به سوی آسمان ... وچشم حس ظاهر بین است...

20 این حسین است، غایت آفرینش کون و مکان، اگر چه چهره ای دارد چون چهره شما و جثه ای دارد که از شما بزرگتر نیست.فریب این چشمان ظاهر بین را مخورید و طلعت شمس را در عمق آسمان چشمانش بنگرید و کرامت خدا را در روحش بیابید

21 عجب تمثیلی است که علی مولود کعبه است، یعنی باطن قبله را در امام پیدا کن...

22 امام باطن قبله است و نماز را باید به سوی قبله گزارد، آیا هیچ عاقلی پشت به قبله نماز می گزارد؟؟؟

23 نماز پیوند بین ملک و ملکوت و زمین و آسمان است، نماز سفر آسمان است و سفرآسمان را باید با دل برویم

24 نپندار که تنها عاشوراییان رابدان بلا آزمودند ولاغیر، صحرای بلا به وسعت همه تاریخ است

25 آسمان را دیده ای که چگونه در گودالهای حقیر آب می نگرد؟؟؟  امام آفتاب کرامتی است که خود را از ویرانه ها نیز دریغ نمیکند

26 غایت خلقت جهان پرورش انسانهایی است که در برابر شدائد بر هر چه ترس و شک و تردید و تعلق است غلبه کنند و حسینی شوند

27 لبیک یا حسین؛ راه کاروان عشق از میان تاریخ می گذرد و هر کس در هر زمان بدین صلا لبیک گوید از ملازمان کاروان کربلاست

28 بسیجی دلباخته حق واهل ولایت است و به خود حتی اجازه نمی دهد به جز آنچه ولی امر می خواهد آرزویی داشته باشد

29 یاران کربلایی؟ آنان را پروای مرگ نیست و دل و دیدگانشان را جز رضایت حق چیزی پر نخواهد کرد و چه پروایی آنجا که ملک جاودان بهشت رضوان حق میراث متقین است. یالَیتَنا کُنّا مَعَکُم

30 آنان را که از مرگ می ترسند از کربلا می رانند



تاريخ : دوشنبه ۱۳٩٠/۱٢/۱ | ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()
.: Weblog Themes By RoozGozar.com :.